counter create hit
خبر آشپزی و تغذیه بیوگرافی ورزشکاران فوتبال و تور سایر ورزش ها چهره ها و سلبریتی ها

نظر ها:

مطالب مرتبط:

تهران ۵ برابر ظرفیت خودرو دارد

رئیس پلیس پایتخت گفت: تهران ۵ برابر ظرفیت خودرو دارد.

وضعیت در خاورمیانه قرمز شد

احتمال وقوع جنگ در سوریه هر لحظه قوی تر می شود؛ درحالی که پایگاه هوایی حمیمیم و پایگاه دریایی طرطوس و نیروهای روسی مستقر در سوریه تحت آمادگی شدید قرار گرفته اند، آمریکا نیز ناو هواپیمابر «هری ترومن» را وارد منطقه کرده است و به زودی دو ناوشکن «جیسون دانام» و «سال ...

واکنش پنتاگون در قبال پیام های توییتری ترامپ

وزارت خارجۀ روسیه در پاسخ به پیشنهاد دونالد ترامپ برای پایان دادن به مسابقۀ تسلیحاتی، از واشنگتن خواست تا ابتدا تسلیحات شیمیایی خود را منهدم کند.

طرز تهیه ترشه تره گیلانی

غذاهای شمالی مخصوصا غذاهای گیلانی جای خودشون رو تقریبا توی سفره همه ایرانی ها باز کردن، از بین این غذاها هم بعضیاشون شناخته شده تر هستن مثل همین خورشتی که امروز میخوام طرز تهیه اش رو براتون بگم یعنی خورشت لذیذ ترشه تره. ...

سریال «دیوار به دیوار ۲»؛ برند جذابی که سوخت

سریال «دیوار به دیوار 2» با وجود فراهم بودن تمام امکانات تولید، در فصل دوم نتوانست موفقیت فصل اول را تکرار کند و در جایگاه قابل قبولی بایستد. همزمان با پخش قسمت های پایانی این سریال، دلایل عدم موفقیت آن را بررسی می کنیم. ...

عشق شرقی با «در انتظار گودو» تلفیق شد

نمایش «عشق شرقی گودو» اثری است که از ۲۶ فروردین در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود و به گفته کارگردان آن، تلفیقی از سلوک عشق در شرق و تم نمایشنامه «در انتظار گودو» است. ...

هاآرتص: اسرائیل تهدید ایران را جدی گرفته است

روزنامه هاآرتص نوشت: کابینه امنیتی اسرائیل جلسه اضطراری تشکیل جلسه داد زیرا تل آویو تهدیدات ایران درباره انتقام گیری از حمله به سوریه را بسیار جدی گرفته است. ...

واژگونی کامیون در بزرگراه آزادگان

رئیس اداره تصادفات پلیس راهور پایتخت به بیان جزئیات واژگونی کامیونت در بزرگراه آزادگان پرداخت و گفت: خوشبختانه این حادثه خسارت جانی نداشت.

کانادا: در حمله به سوریه مشارکت نمی کنیم

نخست وزیر کانادا گفته است در صورت حمله نظامی علیه سوریه، نیروهای نظامی این کشور مشارکت نخواهند داشت.

هشدار دومای روسیه درباره سفر به خاورمیانه

مجلس دومای روسیه از شهروندان این کشور خواست تا در پی تهدیدات آمریکا برای حمله به سوریه به خاورمیانه سفر نکنند.

جلوگیری از خودسوزی مرد ۵۱ ساله در تهران

فرمانده يگان امداد پایتخت از انصراف خودسوزی مردی 51 ساله توسط ماموران مقر نبی اکرم (ص) در محدوده خیابان دانشگاه خبر داد.

طرز تهیه پیتزا با خمیر درست شده از سیب زمینی شیرین

وقتی قرار باشد پیتزا را در خانه درست کنیم اکثراً از خمیر پیتزای آماده استفاده خواهیم کرد اما در این دستور پخت پیتزا شما خمیر پیتزا را هم در خانه درست میکنید. ...

خشکسالی، آب را امنیتی کرد

دادستان یاسوج گفت: مسائل مرتبط با کم آبی و خشکسالی باعث شده موضوع آب به موضوعی امنیتی و حساس تبدیل شود.

مدودف: اظهارات آمریکا علیه سوریه، مضحک است

نخست وزیر روسیه اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره حمله به سوریه را «مضحک و جنگ طلبانه» توصیف کرد.

نحوه دریافت ارز مسافری و دانشجویی

سخنگوی بانک مرکزی با تشریح نحوه مراجعه متقاضیان دریافت ارز مسافرتی، دانشجویی و درمان به شعب بانک های عامل از مردم خواست برای دریافت ارز مسافرتی به فرودگاه ها مراجعه نکنند. ...

جاده های ۵ استان بارانی است/ ترافیک در محور هراز و چالوس

پلیس راهور ناجا اعلام کرد: ترافیک در مسیر جنوب به شمال محور هراز و کرج -چالوس سنگین است.

راه های ارتباطی با بانک مرکزی درباره نرخ ارز

بانک مرکزی ایران به منظور پاسخ به سوالات مردم در خصوص یکسان سازی نرخ ارز، راه های ارتباط با این بانک را اعلام کرد.

نکته! این مطلب توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است. لطفا نظر خود را در رابطه به این مطلب در صفحه تماس با ما در میان بگذارید.

یک شب در استانبول عاشق ...

یک شب در استانبول عاشق می شوم

یکی از قدرتمند ترین کتاب به تازگی منتشر شده در این منطقه است. "دختری که اشک مرا پاک می کرد" نوشته فاضل ترکمن. ترکمنستان به درستی بر روی جلد این کتاب پس از عنوان این اثر ممکن است نوشت: "روایت حساس از زندگی یک وسواس" است. او تاکید کرد که او به طور خاص است و از این جهت ارزشمند است که مقدار زیادی از این نوع کار با فانتزی خطا. اما ترکمنستان در قلب داستان یا خرده فروشی داستان از روایت است. اما نام خود را به درستی مجموعه "روایت" حالت. این این کتاب از نظر روایت و شعر و مجموعه خود را از محمد صالح علا از جمله کتاب "لباس سیب" و "گاهی اوقات به نام اتاق خواب دیدن؟" و از نظر نثر به خصوص زبان از صدا به بیان تاثیر این رمان است. و داروها از جمله در کتاب "درخت ارغوان" اعوجاج اما روایت "ترکمن گسترش عجیب و غریب به خود و امکان استفاده از تمام ویژگی های فنی نثر. او کتاب, پیگیری, به خصوص در این منطقه تبدیل شده است: "اضافه کردن کردم. کسی مثل من رو از دست داد. شاید چهارشنبه. غروب گاندی خیابان است. مطب دکتر این روانپزشک یارو. اما هیچ! آنها همه جا راز و هیچ چیز گم نمی شود. اشعار من در همان محل در سراسر. شاید در ... زیر برای باز کردن فایل. شاید کفش احترام اشعار شاید پشت پنجره ؟ "پنجره عقبی»... و هیچکاک همسایه من است. شعرهای من پیش هیچکاک است. همین طور پیش خودش نگه داشته و می گوید تا وقتی خوبِ خوب «روانی» نشدی، این شعرها را به تو پس نمی دهم. (آلفرد هیچکاک همسایه شعرهای من است، ص 9)». روایت های فاضل ترکمن در کتاب تازه اش اگرچه درون مایه ای تلخ و فضایی تراژیک دارند، اما به خاطر نوع نگاه لطیف راوی اثر به دنیا و زندگی، باعث شده که حسی سرشار از اشک ها و لبخندها را به خود بگیرند و زندگی را آن گونه که هست و بدون تقلب و دروغ، پیش روی مخاطب خودش بگذارد: «به مادرم گفتم: همه مُردند. همه دارند می میرند. مادرم گفت: آدم ها همیشه می میرند. تو آدم های دنیای خودت را بیشتر می بینی. گفتم: خب! آدم های دنیای من بیشتر می میرند. محمدعلی سپانلو هم مُرد. سپانلو خودش کلی آدم بود. گفت: دوستان من هم مُردند. تو ندیدی. دو برادرم و یک خواهرم هم در جوانی مُردند. حتی من مُردم... بعد دیدم که چشم هایش التماس اشک دارد، اما خشک خشک است. به مادرم گفتم: تو بمان! ای که چون تو پا نیست... (آدم های دنیای من بیش تر می میرند؟، ص 15)». کتاب سرشار است از اشارات ادبی و سینمایی. راوی داستان با به تصویر کشیدن خودِ واقعی اش در قامت شاعر و نویسنده و روزنامه نگار، کتاب ها و فیلم هایی را که دوست دارد، در لا به لای روایت هایش با مخاطب به اشتراک می گذارد و بدون آن که فخرفروشی داشته باشد، با گیرایی خاصی، دنیای درونی کتابش را با دنیای درونی شاعران، نویسندگان و فیلم سازان دیگر آمیخته می کند: «پاییز می آمد. من در خیابان ولیعصر پیاده روی می کردم و به فریم عینک دختر و پسرهای روشنفکر خیره می شدم. کتاب فروشی انتشارات مولی همیشه بزرگ بود، اما کتابی که من می خواستم، نداشت. «ناتور دشت» با ترجمه محمد نجفی را خیلی وقت پیش تمام کرده بود و کتاب های ریموند کارور را هم نداشت. دکه های روزنامه فروشی حتی اسم مجله جهان کتاب را نشنیده بودند و تند و تند نیازمندی های روزنامه همشهری را می فروختند. من دلم برای هفته نامه بچه ها... گل آقا تنگ می شد و یاد حرص خوردن های پوپک صابری می افتادم. عکس سیمین دانشور هنوز پشت شیشه کتاب فروش انتشارات خوارزمی بود و یادم می انداخت که چقدر «سووشون» را دوست دارم. چقدر به کتاب فروشی انتشارات جیحون می رفتم و درباره «وسواس فکری» کتاب می خریدم و یاد خواهرم می افتم که می گفت: نیچه هم مثل تو وسواس داشته، «وقتی نیچه گریست» را بخوان. (پشت گنبد پاییز هیچ کس نبود... ص 45 و 46)».   نویسنده در جای جای کتابش اشارات روانشناختی زیادی دارد و راوی خرده قصه های کتاب همان طور که روی جلد اثر اشاره کرده است، از اختلال «وسواس فکری» و رنجی که بابت داشتن این بیماری می برد، حرف می زند. او در به اشتراک گذاشتن زندگی، بدون پرده و بی محابا عمل می کند و حتی با به اشتراک گذاشتن بیماری اش، به نوعی دیگران را به جسارت و رهایی از قضاوت مردم دعوت می کند: «وقت هایی هست که دنیا عجیب دور سرم می چرخد. نمی دانم چه جوری بگویم. یعنی فکر می کنم کاملا روح از بدنم جدا شده وارد یک دنیای دیگر شده ام. جدی می گویم. دنیایی که نه زمان دارد، نه مکان و هیچ چیز منسجم و معناداری در آن نمی بینم. تصویرهایی بریده بریده، از خاطراتی تلخ، اما به صورت اغراق شده... بیشتر شبیه به کابوس است. اغلب تصویر کسانی جلوی چشم هایم می آید که از آن ها بیزارم و هر کاری می کنم، نمی توانم از آن رهایی پیدا کنم. این جور مواقع دارم خواب می بینم، خواب های طولانی که همگی در ژانر وحشت و سورئال هستند و بعد از کلی آزار ذهنی و تعرق جسمی، اغلب با کشیدن یک داد از من دور می شود و من بیدار می شوم و آن موقع سنگین ترین و غمگین ترین و حتی سهمگین ترین آدم روی زمین شده ام... (وقت هایی که در ژانر وحشت نفس می کشم، ص 21)». بخش پررنگ دیگر کتاب که روایت های زیادی را به خود اختصاص داده، روایت های زیادی را به خود اختصاص داده، روایت های عاشقانه کتاب است که بدون این که در دام سانتی مانتالیسم بیفتد با ترسیم فضایی انسانی، عاشقانه هایی آرام را بازگو می کند. عاشقانه هایی سرشار زندگی اما تلخ. عاشقانه های صادقانه عاشقی که در نهایت عشقش به شکست منجر می شود: «دیدی چه غمگین شدم؟! دیدی چه تنها...؟! می بینی؟! هزار دفتر خالی کنار صندلی مانده است و دیگر برای سنجاق نقره ای موهای هیچ دختری شعر نمی گویم. حالا نشسته ام و تنها گاهی به یاد تو «حرمانِ» یاسمینا رضا را می خوانم. حالا چشم های من هیچ اشتهایی به زندگی ندارد. وقتی که دیگر تو رفتی و کسی نیست تا شب ها دوتایی توی خیابان سهروردی قدم بزنیم و مثل دیوانه ها، دست در دست هم اَدِل بخوانیم. ترانه someone like you را بخوانیم و آن قدر غلط غلوط داشته باشیم که یک دفعه بزنیم زیر خنده و تمام دنیا به ما نگاه کنند. اخم کنند و از این که این قدر سبک هستیم، برای مان تاسف بخورند. چقدر دلم برای نچ نچ آدم های سنگین تنگ شده است. (دلتنگی خیس...، ص 63)». این کتاب نثری بدون دست انداز دارد. انگار تمامی کلمات مثل شعری سپید یا نه حتی شعری موزون در کنار هم قرار گرفته اند. تمامی جملات با دقت خاصی کنار هم چیده شده اند. نمی شود جملات را پیش و پس کرد و در روایت ها نظم و ترتیب خاصی دیده می شود: «دریا بغل کردم. گفتم: برویم تهران، هوا آلوده است. نیامد. از لا به لای دست هایم بیرون زد و برگشت سر جای اولش. دریا خسیس است. برای همین بزرگ شده. خودش را قطره قطره جمع کرده تا رسیده به این جا... (زندگی در دهان نهنگ، ص 69)». کتاب آخر فاضل ترکمن، کتاب مدرن و به‌روزی است. راوی کتاب عاشق تهران است. عاشق کافه نشینی و کتاب و سینما و در این بین بازتاب شفافی از زندگی امروز را به نمایش می گذارد.* تیتر نام یکی از روایت های کتاب است.